مَثَل خستگى ناپذيرى

ميرزاى تبريزى(قدس سره) و استفاده از تعطيلات درسى

فاضل محترم حجت الاسلام سيد محمد صادق طباطبائى شيرازى مى نويسد: مرحوم ميرزاى تبريزى(قدس سره) از نوادر فقاهت در دوران كنونى بودند و در وصيت نامه شان فرمودند: من چهل سال است كه معناى تعطيلات را نفهميده ام آيا حوزه نجف و قم در زمان ايشان تعطيلات نداشته است مسلماً حوزه در زمان ايشان تعطيل بوده لكن خود آن بزرگوار در ايام تعطيلات به ساير كارهاى علمى مشغول بودند و يادمان نرود علاوه بر تحصيل از جمله فضلاى نجف كه تبليغ مى رفتند آن بزرگوار بود كه ساليانى در مناطق بشير، تسعين، طوز خرماتو مشغول تبليغ بودند (بعضى تحوّل ايجاد شده در آن منطقه به بركت زحمات اين استاد فرزانه است) وقتى عدد چهل را از عدد ساليان عمر نازنين آن عزيز سفر كرده كسر كنيم خواهيم فهميد كه منظورشان چهل سالگى به بعد بود كه يعنى از چهل سالگى تا پايان عمر معنى تعطيلى را نفهميدند و اين به خاطر همان اشتغالات علمى معظم له بوده است.

فرزند مرحوم ميرزا(قدس سره) مى گويد: مرحوم ميرزا(قدس سره) دائماً در دفتر، منزل مشغول بودند و اينكه مى گويند تعطيلات را احساس نكردند را

مى توان به تلاش در تدوين موسوعه رجالى ايشان(قدس سره) اشاره كرد كه در روزهاى تعطيل آن را مى نوشتند و بيش از 20 سال مشغول آن بودند. تمام تقريرات درس خود را در ايام تعطيل و قبل از درس ثبت مى كردند و دهها دفتر به جاى مانده به قلم ايشان، گوياى اين مطلب است، موسوعه صراط النجاة كه 12 جلد آن به چاپ رسيده است، نشان از حركت بى وقفه علمى ايشان(قدس سره) دارد. ايشان در تمام شبانه روز به جز وقتى را كه براى استراحت و تهجد و كارهاى شخصى قرار داده بودند، بقيه وقت را، كتاب به دست يا قلم به كاغذ مشغول بودند و مى فرمودند در قبر استراحت خواهم كرد تا فرصت هست بايد در نشر علوم و معارف اهل بيت(عليهم السلام) تلاش كرد.

لباس يك طلبه

ميرزاى تبريزى(قدس سره) و زى طلبگى

يكى از مواردى كه مرحوم ميرزا(قدس سره) به آن حساس بودند و بسيار دوست داشتند كه طلاب آن را مراعات نمايند و خود همواره در آن خصوص طلاب را نصيحت مى نمودند، نوع لباس پوشيدن طلاب بود. ايشان بارها مى فرمودند قبل از معمم شدن، طلبه بايد طورى لباس به تن كند كه با عوام متفاوت باشد و شلوار ساده و پيراهن بلند با رنگ مناسب انتخاب كند. بارها ديده شد كه مرحوم ميرزا(قدس سره)در حال نصيحت طلاب جوان است و اگر مشاهده مى كرد طلبه اى ملتزم است و حسن ظاهر را حفظ كرده او را تشويق مى نمود. مردم به طلبه با ديد ديگرى نظر مى كنند بنابراين لباس او بايد ساده بوده و با لباس ساير افراد متفاوت باشد. ايشان اگر مى ديدند طلبه اى لباس خود را نامناسب انتخاب كرده سخت ناراحت مى شدند و او را نصيحت مى كردند و دوست داشتند كه طلبه با انتخاب لباس ساده براى سايرين الگو باشند.

نظم در درس و استفاده از اوقات

مرحوم ميرزا(قدس سره) و نظم در درس

حجت الاسلام والمسلمين سيد مرتضى موسوى مى گويد:

مرحوم ميرزا تبريزى(قدس سره) در التزام به درس بسيار عجيب بود و خداوند متعال هم به ايشان عنايت خاص داده بود طى 15 سالى كه خدمت ايشان در درس حاضر مى شدم هيچگاه مشاهده نكردم كه درس مرحوم ميرزا(قدس سره)تعطيل شود فقط يك روز آن هم وقتى اعلام شد كه درس ايشان تعطيل است بسيار تعجب كرديم با عده اى از دوستان به طرف بيت ايشان(قدس سره)حركت كرديم و حال آقا(قدس سره) را جويا شديم آقا(قدس سره) با آن حالت خود، از ما استقبال كرد و معلوم شد كه سرما خورده و تب دارند. يك نكته جالب كه قابل ثبت است و نيست آن مگر به عنايت خود ولى عصر(عليه السلام) به ايشان(قدس سره)، منظم بودن دروس در طول بيمارى چهار ساله ايشان بود به طورى كه در طول دوران علاج دروس ايشان برقرار بود و سير درمان موجب تعطيل شدن درس ايشان نشد و اين نبود مگر به عنايت حجة بن الحسن العسكرى(عليه السلام)، ايشان(قدس سره) تا آخرين ايام درس، درس دادند و ايام تعطيلى حوزه بيمارى ايشان شدت يافت و بعد از 25 روز از شدت بيمارى به لقاء الله پيوستند. مرحوم ميرزا(قدس سره) آن چنان در قلب شاگردانشان جاى

دارند كه هر مجلسى كه شاگردان جمع مى شوند ياد آن معلم بزرگ نُقل مجلس است.

مرحوم ميرزاى تبريزى(قدس سره) نگهبان خوبى براى دفاع از مبانى بر حق تشيع و ناقل علوم آل محمد(صلى الله عليه وآله)بود و امروز حوزه به شاگردان آن فقيه مقدس افتخار مى كند، واقعاً تحوّل علمى حوزه مرهون مجاهدتهاى آن عالم وارسته است. خداوند به علو درجه ايشان بيفزايد امين يا رب العالمين.

اهتمام به درس

جدّيت مرحوم ميرزا(قدس سره) در درس

فاضل محترم شيخ اسماعيل گلدارى بحرانى مى گويد: من صبح از خواب بيدار شدم مشاهده كردم كه تمام خانه را برف در بر گرفته. مردد بودم كه به درس بروم يا خير، باران به شدت مى باريد و با زحمت توانستم خود را مهيا كنم و از خانه خارج شده و از كنار حرم مطهر به طرف محل درس حركت مى كردم. از شدت باران و سرما خيابان خلوت بود ناگهان مشاهده كردم يك طلبه عباى خود را بالاى سر كشيده در حالى كه بارش برف شديد بود و تمام عباى مرحوم ميرزا(قدس سره) برفى شده بود و در حال حركت است نزديك كه شدم ديدم مرحوم ميرزا(قدس سره) است، كتاب وسايل الشيعه در دست دارد پاهايم سست شد و لحظه اى در صورت آن مرجع نورانى خيره شدم گفتم خدايا اين نائب امام با اين سن دارد با اين جدّيت به درس مى رود و ما كه جوان هستيم مردد بوديم، بسيار حركت ميرزا(قدس سره)مرا تحت تأثير قرار داد و هرگاه ياد آن صحنه مى افتم به فكر فرو مى روم كه خدايا اينان چقدر مقرّب درگاه تو هستند كه اين گونه شب و روز براى حفظ مذهب و نشر آن تلاش مى كنند، اين عمل ميرزا(قدس سره)موجب شد تغيير كلى در درس خواندنم به وجود آيد، خدا رحمت كند كه تمام حركاتش درس بود. او اول درس ولاء و حبّ اهل بيت(عليهم السلام) را به

ما ياد داد و در قلوب ما تحوّلى عظيم ايجاد كرد و سپس چگونه درس خواندن و جدّيت در تحصيل را عملاً نشانمان داد. يادش گرامى باد.

اهميت به درس

ميرزا(قدس سره) و اهميت به درس

حجت الاسلام والمسلمين، شيخ حسن كاتبى مى گويد: در طول بيست سال تدريسى كه من اطلاع دارم مشاهده نشد كه مرحوم ميرزا(رحمه الله)درس خود را تعطيل كند. صبح ها و عصرها در درس ميرزا شركت مى كرديم. يك روز درس بعد از ظهر، مرحوم ميرزا(رحمه الله)تشريف نياوردند. به طلبه ها گفتم: آخرش يك روز درس تعطيل شد! طلبه ها آماده خروج از محل درس بودند كه يك دفعه ديدم ميرزا(رحمه الله)وارد مسجد شد و طلبه ها به هم گفتند: امروز هم كه انتظار مى رفت درس تعطيل شود، ميرزا(رحمه الله)آمد. سؤال شد: استاد! چرا تأخير كرديد؟ فرمود: «امروز ساعتم اشتباه بود; از اين رو نتوانستم سر وقت در سر جلسه حاضر شوم.» به جز ايام بيمارى مرحوم ميرزا(رحمه الله)هيچ گاه مشاهده نشد درس ايشان تعطيل شود. با عشق همچون شمع مى سوختند تا طلابى مفيد و فاضل تربيت نمايند، كه به لطف پروردگار در اين كار موفق شدند و امروز شاگردان آن عالم فرزانه، سكان دار سطوح عالى حوزه مى باشند.

اهميت به درس

ميرزا(قدس سره) و اهميت به درس

حجت الاسلام والمسلمين شيخ رضا انصارى مى گويد: روزى خادم «حسينيه ارك» نيامد و درب هاى حسينيه بسته ماند، از اين رو بيشتر طلابى كه در بيرون تجمع نموده بودند با نااميد شدن از آمدن خادم و باز شدن درب حسينيه به تدريج متفرق گرديدند. در اين ميان مرحوم ميرزا(رحمه الله)از راه رسيد و پس از آگاه شدن از بسته بودن درب به جاى آنكه تعطيلى درس را اعلان بنمايند، به باقيمانده شاگردان فرمودند: امروز درس را در زير زمين مدرسه «منتدى جبل عامل»، كه در نزديكى «حسينيه ارك» قرار داشت مى خوانيم. همگى در خدمت استاد(رحمه الله)به «منتدى» رفته و ايشان درس را همچون ديگر روزها بيان فرمودند.

اهميت به درس

ميرزا(قدس سره) و اهميت به درس

حجت الاسلام والمسلمين شيخ رضا انصارى مى گويد: در دروان جنگ هنگام درس استاد در حسينيه ارك، آژيرهاى خطر به صدا در آمد كه نشان از حمله هوايى دشمن كافر بود. در اين هنگام در ميان ترس و وحشت، ناگاه صداى انفجار به گوش رسيد به طورى كه تمام حسينيه را لرزاند و خاك از سقف بر روى طلاب فرو ريخت. پس از آرام شدن وضع بار ديگر مرحوم استاد(قدس سره) پس از اطمينان از سلامت طلاب درس را طبق روال معمول ادامه دادند. روحش شاد و راهش پر رهرو باد كه واقعاً ايشان(قدس سره) علاوه بر ايجاد تحول در سطح علمى حوزه، مدافع راستين ولايت نيز بودند و جاى خالى ايشان به وضوح حس مى شود.

انا لله و انا اليه راجعون. رَحْمَة اللّهِ عَلَيْه رَحْمَة واسِعَة وَحَشَرهُ اللّه مَعَ النَّبِّى الْمُصْطَفى وَآلِهِ الطّاهِرِين الاَْطْيَبِين صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِم اَجْمَعِين وَالْحَمْدُللّه رَبّ الْعالَمِين.

اغتنموا الفرص فانها تمرّ مرّ السحاب

مرحوم ميرزا(قدس سره) و استفاده از اوقات

فرزند فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) مى گويد: مرحوم ميرزا(قدس سره)تمام اوقات خود را صرف درس، بحث و عبادت مى كرد. مشاهده نكرديم ايشان وقت خود را صرف امر ديگرى كنند و غير از استراحتى كه داشتند، وقت خود را به چيز ديگر اختصاص نمى دادند; حتى وقتى به روستاهاى اطراف مى رفتند، مشغول نوشتن مى شدند كه اكثر كتاب «موسوعه رجالى» مرحوم ميرزا (قدس سره)ثمره كارهاى علمى اى بود كه هنگام استراحت در خارج از شهر قم انجام مى دادند. ايشان حتى روزنامه نمى خواندند، فقط براى آگاهى از اوضاع در همان حال كه مطالعه مى كردند، اخبار را نيز مشاهده يا گوش مى كردند و همواره نصيحت مى كردند وقتتان را تلف نكنيد كه قابل جبران نيست. معروف بود كه مرحوم ميرزا (قدس سره)چه زمانى كه در نجف و چه زمانى كه در قم بودند، اهل جلسات به صورت شب نشينى (گعده) نبودند و همواره وقت شناس بوده و با تمام وجود از وقت خود استفاده مى كردند. ايشان در طول روز مشغول بودند و مى فرمودند تا وقت هست بايد خدمت كرد و استراحت من در قبر است لذا اگر ايشان را در طول روز مشاهده مى كرديد يا مشغول

مطالعه بودند يا نوشتن استفتاء و يا بحث هاى خارج خود را مى نوشتند.

نفس مطمئنّه

استراحت من در آخرت است

يكى از ويژگى هاى فقيه مقدس، ميرزا جواد تبريزى (قدس سره) پركارى ايشان بود. ايشان تا آخر عمر پربركت خود پركار بود و هيچ گاه اجازه نمى دادند مجلس ايشان به بحث هاى حاشيه اى منتهى شود. ايشان از صبح تا ظهر و از عصر تا غروب مشغول بودند و شب، هم قبل از خواب مقدارى مطالعه مى كردند. بعضى از مهمانانى كه به حضور ايشان مى رسيدند با خنده مى گفتند: «آقا! ما به ديدار شما آمده ايم، اما شما دائماً مشغول جواب استفتاء و بحث هستيد!» مرحوم ميرزا(قدس سره)مى فرمودند: من يك طلبه بيش نيستم و طلبه هم وظيفه اش اين است كه عمر خود را صرف درس و بحث كند. همان طور كه مشغول بودند به مسائل ديگر مراجعين نيز پاسخ مى دادند و از هر لحظه اى استفاده كامل مى كردند.

روزى يكى از شاگردان مرحوم ميرزا(قدس سره) خطاب به ايشان گفتند: «نمى شود كه اين قدر به خود فشار آوريد، بدن شما نياز به استراحت دارد.» مرحوم ميرزا(قدس سره) ضمن لبخند فرمودند: «استراحت من در آخرت است. دنيا جاى استراحت نيست، من در قبر استراحت خواهم كرد. من يك طلبه هستم و يك طلبه بايد تا آخرين لحظه از

آنچه كه به دست آورده براى خدمت استفاده كند. معلوم نيست اين فرصت ها ديگر براى من حاصل شود، مى خواهم اثرى از خود به جاى بگذارم.»

 

امام عصر(عليه السلام) ناظر بر اعمال ما است

و توجه خاصى به حوزه دارد

ميرزاى تبريزى(قدس سره) و عنايت ولى عصر(عليه السلام)

فرزند فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) مى گويد: پرداخت شهريه از طرف مرحوم ميرزا(قدس سره) عمومى شد و كليه طلاب را در بر گرفت. يك شب من در خدمت ايشان در «فردو»(1) بيتوته كردم و نيمه شب تشنه بودم. برخاستم، ناگهان مشاهده كردم كه مرحوم ميرزا (قدس سره) در حياط منزل قدم مى زنند. سلام كرده و از كنار ايشان عبور كردم. ناگهان مرحوم ميرزا (قدس سره)گفت: «چند روز به شهريه باقى مانده است؟» گفتم: «دو روز». ايشان فرمودند: «ظاهراً به نظر مى آيد شهريه فلان مبلغ نقص دارد.» به ميرزا (قدس سره)گفتم: «آقا! فعلاً قرض بگيريم؟» ناگهان مرحوم ميرزا (قدس سره)فرمودند: «من با خداى خودم عهد كرده ام از كسى قرض نگيرم. اگر پول رسيد، شهريه مى دهيم و اگر خداى ناكرده نرسيد، مى گويم كه اين ماه نرسيده است و ما كه نجف بوديم گاهى به بعضى مراجع پول نمى رسيد و آنها اعلام مى كردند اين ماه پول نرسيده است و شهريه نمى دادند». فرزند مرحوم ميرزا (قدس سره)مى گويد: گفتم هر چه آقا بفرمايند. آن گاه مرحوم ميرزا فرمود: «آقا امام

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1. روستاى است در اطراف قم كه از طرف جاده كاشان حدود 60 كيلومتر با قم فاصله دارد.

زمان(عليه السلام)عنايت دارد و ان شاء اللّه به بركت وجود ايشان همه چيز حل خواهد شد».

فرزند مرحوم ميرزا (قدس سره) مى گويد: دو روز به پرداخت شهريه مانده بود و فلان مبلغ كم داشتيم. صبح پنج شنبه حدود ساعت 9، جوانى به دفتر مراجعه كرد و گفت: با آقا كار دارم و آقا آن وقت ها در اتاق دفتر قديمى خود مى نشستند و مشغول مطالعه مى شدند. ايشان را خدمت آقا(قدس سره) بردم; او رو به آقا(قدس سره) كرد و گفت: «آقا! يك مسئله دارم. تهران از عده اى سؤال كردم، فلان كس كه بسيار شخص موثق و معروفى است، فرمود كه به قم نزد ميرزا (قدس سره) برو، كليد حل مسئله تو نزد ايشان است. الان خدمت رسيدم.» آقا فرمودند: «مسئله را مطرح كن!» بعد از مطرح كردن مسئله، آقا(قدس سره) فوراً آن را جواب دادند. آن گاه جوان رو به آقا(قدس سره) كرد و گفت: ظاهراً اين مبلغ هم كه بنا بود جاى ديگر برود، بايد به حضرتعالى برسد. يك چك كه تأمين كننده شهريه آن ماه بود را داد، خداحافظى كرده و رفت. آقا(قدس سره) رو به آقازاده خود كرد و گفت: «فرزندم! ده ميليون هم اضافه حواله شده و اين نيست مگر به عنايت مولا بقيه اللّه الأعظم(عليه السلام) كه هميشه حامى و حافظ حوزه و علما است.» على رغم اينكه مرحوم ميرزا(قدس سره)مصمم بودند كه اگر يك ماه مبلغ شهريه كافى نبود اعلام كند كه اين ماه پول

نرسيده است وليكن تا آخر عمر نياز پيدا نكردند و شهريه ايشان به عنايت امام زمان (عليه السلام) تا آخر عمر ادامه داشت.

بحث علمى

مرحوم ميرزا(قدس سره) و حلقه علمى

رسم بود كه طلاب در طالبيه تبريز در ساعات مختلف روز گرد هم مى آمدند و به بحث هاى علمى مختلف مى پرداختند. از جمله كسانى كه جلسه بحث علمى داشت، فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره)بود و جلسه مرحوم ميرزا(قدس سره) از هر جهت ممتاز بود. حلقه هاى مختلفى در طالبيه برگزار مى شد; وليكن حلقه بحث ايشان از نظر كيفيت و كميت با حلقه ديگران تفاوت هاى بسيارى داشت. از كلمه به كلمه سخنان مرحوم ميرزا(قدس سره) در آن سن جوانى استفاده ها مى شد. حاج كريم رهبر، برادر مرحوم ميرزا(قدس سره) (با توجه به اينكه خود بارها در آن جمع حاضر شده بودند) مى گويد: «طلاب با شوق خاصى دور و بر ايشان گرد مى آمدند و با كمال اشتياق سؤال و جواب مى كردند. مرحوم ميرزا در آن سن جوانى كه بيش از بيست سال نداشت با آن بيان شيوا و تسلط كافى همه را مبهوت خود مى كرد و مرحوم ميرزا(قدس سره)واقعاً زحمت مى كشيد و به دنبال علم بود و با كمال تواضع در همان اوايل جوانى دوست داشت آن را به ديگران منتقل سازد. ايشان كم كم در طالبيه تبريز زبانزد شد و همه طلبه ها به ايشان احترام خاصى مى گذاشتند و از آن اوايل طلبگى، طلاب،

آينده درخشانى را براى او پيش بينى مى كردند. سلوك و روش ميرزا(قدس سره)براى ديگران درس و الگويى به تمام معنا بود و افراد بسيارى از روش و سلوك ايشان استفاده ها مى كردند و بركت وجود ايشان فراموش نشدنى است، حتى روش درس ايشان براى ديگران الگو شد و به قول استاد بزرگوار حجت الاسلام والمسلمين محمد تقى شهيدى پور، مرحوم ميرزا(قدس سره) با حضورشان در حوزه علميه قم، طريقه تحصيل، پيشرفت و راه هاى موفقيت آميز را به فضلا نشان داد.

طلبه بايد از همان ابتدا با جدّيت درس بخواند

حاضر جوابى مرحوم ميرزا(قدس سره) در سنين جوانى

بعد از آنكه فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى(قدس سره) در نجف اشرف مستقر شدند، شروع به درس دادن سطوح كردند و در همان زمان مورد توجه آيت الله سيد خويى(قدس سره) قرار گرفتند. مرحوم ميرزا(قدس سره)مى گويد: يك روز از درس مى آمدم، مرحوم سيد خويى(قدس سره) در راه مرا ديد و گفت: ميرزا! يك سؤال مى كنم و فردا جواب مرا بده. مرحوم ميرزا(قدس سره)فرمود: بفرماييد سؤال كنيد! (البته سؤال مرحوم خويى(قدس سره) به اين دليل بود كه مى خواستند مرحوم ميرزا(قدس سره) را جهت دعوت به شوراى استفتاء محك بزنند) سيد خويى از ميرزا(قدس سره) سؤال كردند كه فرق بين تعلق دين بر عهده ميت و وصيت ميت به ثلث اموال او چيست؟

مرحوم ميرزا(قدس سره) گفت: «آقا! لازم نيست جواب را فردا بدهم. همين الان جواب مهيا است.» و فرقشان اين است كه تعلق دين بر ميت از باب كلى في المعين است اما تعلق وصيت به ثلث ماترك از باب اشاعه است، با شنيدن اين جواب سيد خوئى(رحمه الله) سخت مرحوم ميرزا(قدس سره) را مورد تشويق قرار دادند و اين حاضر جوابى ميرزا(قدس سره) حاكى از تسلّط و اطلاع علمى مرحوم ميرزا(قدس سره)است.

شيوه تدريس

ميرزاى تبريزى(قدس سره) و شيوه تدريس

ايشان اگر احساس مى كردند شاگردى مستعد است برايش وقت مى گذاشتند و به اشكالاتش گوش فرا داده و پدرانه پاسخگو بودند و به بركت شيوه و عنايت استاد به شاگرد، امروز افتخار سكان دارى حوزه به دست شاگردان آن فقيد راحل است.

مرحوم ميرزا(قدس سره) روش درسشان مجتهدپرور بود و هركس در درس ايشان حاضر مى شد طى يك سال درس، مطالب فراوانى كسب مى كرد و موفق مى شد با دست پر، محفل درس را ترك كند. طريقه درس مرحوم ميرزا(قدس سره) به نحوى بود كه شاگرد را مجبور به تلاش مى كرد. اهميت به شاگرد از مميزات درس ايشان بود.

حجت الاسلام والمسلمين شيخ حسين شوپايى مى گويد:

از امتيازات فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) در جهت علمى، طريقه تدريس ايشان بود. بناى ايشان در درس بر اين بود كه به مطالب اصلى و اساسى بحث، اهتمام داده شود; يعنى نكات مهم و كليدى بحث عنوان شده و تعميق لازم در آن صورت بگيرد و نكات فرعى و جانبى به فهم شاگرد و تلاش او سپرده شود. از اين رو درس هاى استاد چه در فقه و چه در اصول بين دو جهت تعميق و

اختصار را جمع كرده بود. از يك طرف از تفصيل و اطناب خالى بود و از طرف ديگر عميق بود; زيرا مطالب اصلى و كليدى را به شاگرد تلقين مى كرد و با تسلطى كه خود ايشان در مباحث داشتند، مطالب ارائه شده در درس از قوت و استحكام بالايى برخوردار بود. مرحوم ميرزا (قدس سره)اساساً معتقد بودند كه براى اينكه شاگرد در درس پرورش پيدا كند وقوه استنباط و اجتهاد او شكوفا شود، بايد نقاط حساس و اساسى مطلب در درس مطرح شود و ذهن شاگرد به مطالب اصلى معطوف گرديده و در حل آنها به كار گرفته شود كه اگر مطالب اصلى، مهم و كليدى بحث حل شود، بقيه مطالب خود به خود روشن شده و بر آنها مترتب خواهد گشت; از اين رو در مقام تدريس هر چند بخشى از اقوال و آراى مختلف در مسئله را معترض مى شدند، اما سعيشان بر اين بود كه به اختصار و اجمال از آن عبور كرده و بسط و تفصيل ندهند و تمام آراء، وجوه و انحاء متعدد آن را مطرح نكنند، به جهت اينكه ذكر وجوه و اقوال متعدد با تفصيل و بسط كامل، هر چند شاگرد را با اين اقوال و مستندات آن آشنا مى كند و از نظر كمّى اطلاعات او را بيشتر مى نمايد، اما القاء همه اينها در مقام تدريس، باعث مى شود تا ذهن شاگرد با توجه به اين اقوال، به كار گرفته شده و او خسته شود و بنابراين از تحليل و موشكافى كامل مطلب در نقاط

حساس و اساسى باز بماند. اين در حالى است كه اگر با طرح بخشى از اقوال مهم و وجوه آن، نقاط اساسى و كليدى بحث به شاگردنشان داده شده و ذهن شاگرد در حل آن به كار گرفته شود، قوه استنباط او پرورش پيدا كرده و شكوفا مى گردد و بر حل مطلب قدرت پيدا مى كند. وقتى شاگرد مطلب را به خوبى حل كرده و با دست يافتن بر كليد مسئله، قدرت نقض و گشودن گره ها را پيدا كرد، خود مى تواند بقيه اقوال و وجوه را بررسى كرده و از عهده جواب مناسب براى آن برآيد و اين خصوصيت ويژه اى بود كه در درس مرحوم ميرزا (قدس سره)وجود داشت.

از طرفى ديگر ارتباط مسائل فقهى با همديگر و تأثير ادلّه وارده در ابواب مختلف، در كشف حكم شرع در ابواب ديگر، اقتضاء مى كند كه فقيه در استنباط حكم هر باب، از مدارك و منابع مربوط به ابواب ديگر نيز مطلع باشد و اين جز با احاطه بر كل فقه و زواياى مختلف ابواب حاصل نمى گردد و از اين رو، احاطه گسترده تر بر ابواب فقه در توانمندى و استحكام استنباط حكم در هر باب تأثير بسزايى دارد. از امتيازات مرحوم ميرزا (قدس سره) اين بود كه بر كل ابواب فقه احاطه داشت و در بررسى مسائل و استنباط احكام از ادله و منابع وارده در ابواب ديگر غافل نبود و در مواقع متعدد به اين ارتباط

اشاره مى فرمود و شاگردان را از آن مطلع مى ساخت. در اصول نيز اين جهت اهميت دارد و ارتباط مسائل با همديگر از نكات قابل توجه مى باشد. رعايت اين مسئله و نيز تطبيق مسائل اصول بر فروع فقهى و كاربردى كردن آن، از امتيازات و ويژگى هاى درس اصول استاد بود و شاگرد در اين درس، جايگاه استفاده از اين قواعد و تطبيق آن بر فروع را در قالب نمونه هاى متعدد، تمرين و ممارست مى كرد.

منابع درسى مرحوم ميرزا(قدس سره) از جهت طرح اقوال و آراى مهم در مسائل مورد بحث

مرحوم ميرزا (قدس سره) در ابواب عبادات نوعاً كتاب هايى مانند: «مدارك»، «حدائق»، «جواهر»، «مصباح الفقيه»، «مستمسك» و «مستند» (تقريرات درس مرحوم سيد خويى(رحمه الله)) را مورد توجه قرار مى دادند و با نظارت به كلمات اين بزرگان، مطالب را مطرح نموده، بررسى و تحقيق مى كردند. البته به «تعليقه» مرحوم بروجردى(رحمه الله) و به «عروه» نيز توجه خاصى داشتند و در موارد متعدد به حواشى ايشان اشاره مى كردند. در غير عبادات نيز بخشى از اين كتاب ها (در صورت موجود بودن) مورد استفاده قرار مى گرفت و بعضى ديگر را از منابع ديگر جايگزين مى كردند. به طور مثال در بحث مكاسب

محور كلام، بحث و مطالب مرحوم شيخ انصارى(رحمه الله) در مكاسب بود و به تناسب، حواشى اعلام بر مكاسب، مورد طرح و نقض قرار مى گرفت.

در اصول، غير از «كفاية الأصول» ]كه محور تدريس بود; يعنى مطالب مطرح شده در اصول به ترتيب «كفاية» پيش مى رفت، ابتدا نظرات مرحوم آخوند(قدس سره) به خوبى تبيين مى شد و آن گاه اقوال ديگر مطرح شده و مورد نقض و ابرام قرار مى گرفت[ نوعاً مطالب محقق نائينى(قدس سره)و مرحوم سيد خويى (قدس سره) و در بعضى از موارد، نظرات محقق عراقى (قدس سره)و محقق اصفهانى (قدس سره)نيز طرح ونقد مى شد و همچنين نظرات اعلام ديگر چنانچه بحث اقتضاء مى كرد، بررسى مى گرديد.

شاگرد پرورى مرحوم ميرزا(قدس سره):

همچنان كه در قسمت شيوه تدريس گذشت، فقيه مقدس ميرزا جواد تبريزى (قدس سره) در طرح مسائل در درس شيوه خاصى داشت كه بر اساس آن، بين تعميق و اختصار جمع بندى مى شد. به كارگيرى اين شيوه در مقام تدريس، داشتن روحيه تواضع، ميدان دادن به شاگرد جهت طرح اشكال و رفع ابهاماتى كه براى او حاصل مى شود، برخورد پدرانه و با محبت در تفهيم مطالب به شاگردان، اهتمام به مورد سؤال و جواب قرار گرفتن مطالب، اعتقاد به اينكه

بسيارى از مطالب علمى در سايه همين سؤال و جواب ها و ردّ و بدل شدن مطالب براى شاگرد روشن مى شود، تعيين وقت خاص جهت اين امر ]كه اين مورد از ابتداى ورود مرحوم استاد (قدس سره) به قم و شروع به تدريس، هر روز بعداز ساعت 10 صبح تا ظهر به عنوان يك برنامه ثابت و مستمر در منزل ايشان انجام مى شد [و مجموعه اين امور ويژگى ممتازى بود كه درس ايشان را جولانگاه تحقيق، تعميق و پرورش محقق و مجتهد قرار داد و در اين بستر مناسب فضلا و محققين بسيارى پرورش يافته اند كه با استفاده از اين اندوخته ارزشمند و ميراث گرانقدر، خود به تدريس علوم آل محمد (صلى الله عليه وآله)اشتغال دارند و طلاب بسيارى را از سرمايه علمى خود بهره مند مى سازند. و بدين سان چراغ پر فروغى كه حضرت استاد (قدس سره)برافروخت، همچنان در حوزه هاى علميه شيعه در سراسر كشور، و به خصوص در حوزه علميه قم درخشش و نور افشانى دارد، «رَحْمَةُ اللّهِ عَلَيْه رَحْمَةً واسِعَةً وَحَشَرَهُ اللّهُ مَعَ النَّبِّي الْمُصْطَفى وَآلِهِ الطّاهِرِينَ الاَْطْيَبِينَ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيْهِم اَجْمَعِينَ وَالْحَمْدُللّه رَبّ الْعالَمِينَ.»

جدّيت در تحصيل در همان ابتداى طلبگى

مرحوم ميرزا(قدس سره) در مدرسه طالبيه تبريز

از نظر علمى و اخلاقى شاخص بود

آقاى حاج مير على اكبر فردوس از خيّرين و متدينين تبريز، كه از زمانى كه فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى(قدس سره) در طالبيه تبريز مشغول به تحصيل بودند باهم آشنايى داشتند و ايشان وكيل و امين مرحوم ميرزا(قدس سره)در تبريز بودند، ميان جمعى مى فرمودند: وقتى مرحوم ميرزا(قدس سره)در طالبيه تبريز حركت مى كرد، به وضوح مشاهده مى شد كه طلاب متوجه او مى شوند و با اشاره به يكديگر مى گويند: اين شخص بسيار فاضل است و در تحصيل بسيار موفق مى باشد. طلاب از وجود ايشان در هر فرصتى استفاده مى كردند و مقام علمى ايشان از همان جوانى كه در طالبيه قدم مى زدند، به وضوح مشخص بود. مرحوم ميرزا(قدس سره) اوقات خود را صرف درس و بحث مى كرد وعاشق كسب علم بود; طلاب سعى مى كردند هنگامى كه ميرزا(قدس سره) در طالبيه در حال تردد است از او استفاده كرده و در هر فرصت ممكن از علم سرشار او بهره مند شوند. او هم صميمانه مى ايستاد و به اشكالات طلاب جواب مى داد و يك سؤال كه از ايشان مى شد در جواب فروع ديگرى را هم مطرح مى كردند و سؤال كننده را از علم خود سيراب مى كردند.

جدّيت در تحصيل

در طالبيه تبريز، مرحوم ميرزا(قدس سره) به فضل و علم معروف بود

حجت الاسلام والمسلمين شيخ ابراهيم رضايى مى گويد: فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره)در طالبيه تبريز به فضل و علم معروف بود و افراد بسيارى به ايشان علاقه داشتند و از ايشان استفاده مى كردند. گاهى اوقات در حياط مدرسه طالبيه تبريز حلقه بحث تشكيل مى شد و طلاب با هم بحث مى كردند. يكى از حلقه هاى بحث مربوط به فقيه مقدس ميرزاى تبريزى (قدس سره) بود كه ايشان با مرحوم علامه شيخ محمد تقى جعفرى (قدس سره)بحث مى كرد و اين بحث چنان پربار بود كه حدود 50 الى 60 طلبه اطراف مرحوم ميرزا (قدس سره) حلقه مى زدند و از وجود ايشان استفاده مى كردند. مرحوم ميرزا (قدس سره)واقعاً زحمت كشيده بود و در آن دوران جوانى مى درخشيد و در هر فرصتى به مطالعه و درس مشغول مى شد و تمام اين افتخارات مرحوم ميرزا (قدس سره)نتايج آن همه شب زنده دارى و زحمات شبانه روزى است و امروزه حوزه علميه قم از بركات زحمات آن مرجع شايسته داراى فضلايى است كه افتخار حوزه مى باشند و آثار قوى كه مورد استفاده علماء و فضلاء مى باشد، به قلم مبارك ايشان(قدس سره) نگاشته شده، افتخارى ديگر براى حوزه مى باشد. طلاب جوان بايد از

زندگى اين فقيه راحل درس بگيرند و جهت نيل به درجات و كسب مقامات عالى، ايشان را الگو قرار دهند. تمام مراحل زندگى مرحوم ميرزا(قدس سره)درس است و اين مراحل چهار گانه اى كه شامل تحصيل در تبريز، دوران تحصيل در قم، دوران سكونت در حوزه نجف و سپس بازگشت به قم مقدسه مى باشد بسيار پربار بوده و مرحوم ميرزا(قدس سره)توانسته در هر جا يك اثر بسيار مؤثر بر جاى بگذارد و امروز حوزه هاى علميه در سراسر دنيا به بركت تلاش هاى شبانه روزى آن مرجع راحل و وجود شاگردان عالم و فاضل مرحوم ميرزا(قدس سره) متنعم هستند.

نقش برخورد در سازندگى انسانها

ميرزا(قدس سره) مرا انسان كرد

حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد فاطمى مى گويد:

يك روز به يكى از نانوايى هاى اطراف حرم جهت تهيه نان رفتم، ديدم نانوا با من برخورد خوبى كرد. خيلى احترام كرد. خيلى تعجب كردم، اين گونه برخورد برايم سؤال انگيز بود و به مرور زمان با اين نانوا دوست شدم يك روز از او سؤال كردم چه شده است خيلى احترام مى كنى؟ نانوا گفت: يك آقا مرا انسان كرد، مرا نجات داد، مرا راهنمائى كرد و تحول عظيم در زندگيم ايجاد كرد، سيد فاطمى مى گويد به نانوا گفتم: چطور، مگر مرحوم ميرزا(قدس سره) چه كار كرده است؟ نانوا مى گويد: چند روز مشاهده مى كردم يك آخوند صبح ها بلافاصله بعد از نماز صبح به نانوايى مى آيد، بسيار نورانى و با تواضع در صف نانوايى مى ايستاد. از آن ابتدا محبت اين شيخ در قلبم جاى گرفت. من اهل نماز و روزه و... نبودم يك روز مرحوم ميرزا(قدس سره) به من گفت: من وقتى نانوايى مى آيم با بقيه فرقى نگذار والا ديگر براى نان نمى آيم وليكن يك نصيحت مى كنم براى آنكه خدا به تو توفيق دهد، طلبه كه به نانوايى مى آيد به او احترام بگذار، به خصوص طلبه كه سيد است. نانوا مى گويد: مرحوم ميرزا(قدس سره) آنگونه

صحبت و برخورد مى كرد كه مرا شيفته خود كرد. تواضع، فروتنى و منش اين شيخ تحوّل عظيم در من ايجاد كرد. كم كم كلماتش در من اثر كرد. نماز خوان شدم تمام كارهاى سابق خود را كنار گذاشته و مرا انسان كرد. يادش گرامى باد.

يك طلبه نمونه چه خصوصياتى دارد؟

نصايح ميرزاى تبريزى(قدس سره)

حركت و رفتار بايد به گونه اى باشد كه براى سايرين الگو باشد به طورى كه شكل ظاهر، رفتار و گفتار او حاكى از نورانيت آن شخص باشد و مردم دين را در چهره و كارهاى او ببينند. يك طلبه ابتدا بايد با جدّيت درس و بحث داشته و تمام وقت خود را صرف درس نمايد و براى خدا درس بخواند و همواره در فكر خدمت به دين باشد. يك طلبه خوب مى تواند تأثير بسزايى در جامعه بگذارد و تحولى عظيم ايجاد نمايد. بى اعتنايى به دنيا، دورى از گناه، حسن ظاهر، جديت در درس، خير خواهى براى ديگران، پيش قدم بودن در كارهاى خير از ويژگى يك طلبه نورانى است. طلبه بايد از همان جوانى در درس و تهذيب نفس جدى باشد و القائات شيطان را از خود دور كند; زيرا شيطان چنين القاء مى كند كه تو هنوز جوان هستى، وقت زياد است عجله نكن و... غفلت در دوران جوانى خطرى است كه ممكن است انسان را نابود سازد و گاهى جبران آن مشكل مى شود. متوجه باشيد كه عمر به سرعت مى گذرد.

گاهى وقت ها نمى دانستم كه براى آن روز غذا داريم يا خير؟

مرحوم ميرزا(قدس سره) و توكّل در دوران تحصيل

حجت الاسلام والمسلمين نائينى مى گويد: توفيق داشتيم گاهى وقت ها خدمت مرحوم ميرزا(قدس سره) بعد از درس مى رسيديم و بعضى از موضوع ها را با ايشان مطرح مى كرديم و گاهى ايشان از خاطرات دوران تحصيل نجف اشرف سخن مى گفت: ايشان(قدس سره)مى فرمودند: ما در نجف صبحها توفيق داشتيم به درس استاد الفقهاء سيد خوئى(رحمه الله)حاضر مى شديم و خدا مى داند نمى دانستم كه براى ظهر غذا داشتيم يا خير؟

با ذوق و شوق خاص در درس حاضر مى شديم و فقط فكر و ذكرمان استفاده كردن از محضر استاد و تلاش جهت نشر آن بود ديگر اينكه وضع خوراكمان چطور باشد اصلاً به آن فكر نمى كرديم. حاج آقاى نائينى مى گويد: هنوز صداى استاد را مى شنوم كه مى فرمود هنگامى كه صبح ها سيد خوئى(رحمه الله) حاضر مى شديم نمى دانستم كه براى ظهر غذا داريم يا خير، لكن عنايت ولى عصر(عليه السلام)به طلاب مشهود بود و هيچگاه پيش نيامد كه مشكل حل نشود فشار در زندگى بود و مشكلات طلاب را احاطه مى كرد لكن حل مى شد. لذا طلاب بايد كار را براى خدا انجام دهند حتى درس خواندن را

خداوند كمك مى كند و به بركت وجود امام عصر(عليه السلام)مشاكل حل مى شود ممكن است گاهى انسان را خسته كند لكن اگر فكر اين كند كه مى خواهد به دين خدمت كند هم حلاوت درس را احساس خواهد كرد هم مشكلات را تحمل خواهد نمود و ان شاء الله موفق خواهد شد كه به دين خدمت كنند.

   براى نان به نجف نيامدم; بلكه براى تحصيل آمده ام هرچه خدا تقدير كند راضيم

توكل مرحوم ميرزا(قدس سره) به خداى متعال

مرحوم حجت الاسلام والمسلمين عبائى(رحمه الله) نقل مى كند كه فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى(قدس سره) از نظر معيشتى وضع آن چنان خوبى در نجف نداشتند و روزها را با سختى مى گذراندند. مرحوم عبايى مى گويد: بعضى از علماء در نجف اشرف مهر نان مى دادند، شنيدم كه مهر نان به مرحوم ميرزا(قدس سره) نمى رسد با توجه به علاقه اى كه به مرحوم ميرزا(قدس سره) داشتم تصميم گرفتم به خدمت آن عالم بزرگوار بروم و بگويم: مهر نان شما به ميرزا(قدس سره) نمى رسد، ايشان گرفتار است. آن بزرگوار فرمود: من ميرزا(قدس سره)را نديدم. يك فرصتى شود ايشان را ببينم! مرحوم عبايى مى گويد: به مرحوم ميرزا(قدس سره)گفتم كه نزد فلان بزرگوار برويد تا شما را ببيند، شما در وضعيتى نيستيد كه بدون كمك ديگران درس بخوانيد، در هر حال هر كارى يك مقدمات و يك اصولى دارد. مرحوم ميرزا(قدس سره)ضمن احترام و تقدير علماء و دعا براى آن عالم بزرگوار مى گويد: من به نجف آمدم كه درس بخوانم و وقت ندارم براى نان به اين طرف و آن طرف بروم، بايد اين مسائل را تحمل كنم. خدا گره ما را باز خواهد كرد، ان شاءالله تعالى.

توفيق الهى

ميرزاى تبريزى(قدس سره) و عنايت الهى

فرزند فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره) مى گويد: بسيار كم اتفاق مى افتاد كه مرحوم ميرزا(قدس سره) فتوايى را بنويسند و بعداً آن را تغيير دهند; هر آنچه بر كاغذ مى آوردند، با تواضع كامل مى فرمودند: «اين است آنچه به ذهن من رسيده. ان شاء الله مرضىّ خداوند متعال و اهل بيت(عليهم السلام)باشد.» فرزند مرحوم ميرزا(قدس سره)مى گويد: نيمه شبى قبل از اذان صبح، والده زنگ زد و گفت: ميرزا (قدس سره)مى گويد فلان استفتاء را نفرستيد. فعلاً نگه داريد، اين استفتاء بايد اصلاح شود. مرحوم ميرزا (قدس سره)مى گويد: بسيار تعجب كردم كه در اين نيمه شب و قبل از اذان صبح چه اتفاقى افتاده كه آقا اين تصميم را گرفته است؟

فرزند مرحوم ميرزا(قدس سره) مى گويد: صبح كه به دفتر رفتم، به يكى از اعضاى شوراى استفتاء، حجت الاسلام والمسلمين شوپائى گفتم چه استفتائى را مى خواهيد. بعد از راهنمايى استفتاء را خدمت مرحوم ميرزا(قدس سره) دادم. خوشبختانه استفتاء ارسال نشده بود. ايشان قلم مبارك را بر روى كاغذ گذاشته و استفتاء را اصلاح كردند. تغيير استفتاء كه مربوط به مسئله نكاح و بسيار حساس بود ذهن ما را به قضيه شيخ مفيد(رحمه الله)معطوف كرد كه بعد از آنكه شيخ مفيد(رحمه الله) در خانه

خود را بست، فرمود: اگر بنا است در حكم شرعى اشتباه كنيم پس بهتر است درِ خانه بسته باشد. آن گاه امام زمان(عليه السلام)فرمود: شما كار خود را بكنيد ما به شما كمك خواهيم كرد. نهايتاً اين علماى بزرگ تحت توجه ولى عصر(عليه السلام)هستند و او همواره ناظر بر اعمال آنها است و چه بزرگانى كه مورد عنايت و لطف آن بزرگوار قرار گرفته و مى گيرند. و يقيناً شخصيتى مثل مرحوم ميرزا(قدس سره) كه شب و روز خود را وقف مذهب كرده بود و با دل و جان در راه مذهب تلاش مى كرد عنايتى از طرف صاحب مذهب حجة بن الحسن العسكرى(عليه السلام) شده كه توانسته اينگونه به حوزه و تشيع خدمت كند.

هيچ گاه مشاهده نشد كه م00 شكل حل نشود

مرحوم ميرزا(قدس سره) و توفيقات الهى

ميرزاى تبريزى(قدس سره) به نحوى مسلط بر مبانى بودند كه حضور ذهن ايشان زبانزد فضلاى محترم حوزه بود. مرحوم ميرزا(قدس سره) حضور ذهن قويشان موجب شده بود كه حاضر جواب باشند و در مباحث علمى مشاهده نشد كه جوابى نداشته باشند. ايشان سريع و عميق به مسائل پاسخ مى گفتند. بعد از تمام شدن درس صبح به دفترشان تشريف مى آوردند و به مسائل شرعى و استفتائات پاسخ مى گفتند. بارها مشاهده شد كه مرحوم ميرزا(قدس سره)ضمن پاسخگويى، به منبع و مأخذ حكم اشاره مى كرد. تسلط ايشان بر روايات و مبانى فقهى و اصولى به حدى بود كه بدون نياز به مراجعه به كتاب، مسئله را موشكافى مى كردند و حاصل اين زحمت، مجموعه مفصلى از استفتائات است كه مورد استفاده فضلاى محترم مى باشد. ايشان هر روز زمانى را براى پاسخگويى به مسائل مردم اختصاص داده بودند; صبح ها بعد از درس و ايام تعطيل، صبح زود در اتاق شوراى استفتاء حاضر مى شدند و بعد از بررسى جواب استفتائات آنها را مهر مى كردند. حاصل اين تلاش شبانه روزى موسوعه «12 جلدى صراط النجاة» مى باشد كه امروز مورد استفاده فضلا است و اين مجموعه

نفيس شامل مسائل مبتنى به روز مى باشد كه در نوع خود بى نظير و حَلاّل كثيرى از سؤالات مطروحه مى باشد.

فرزندم! مى خواهم طلاب متوجه شوند

و اين گونه برخورد از روى محبت است

سازندگى و پيشرفت طلبه در نظر مرحوم ميرزا(قدس سره)

فرزند فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره) مى گويد: گاهى اوقات مرحوم ميرزا (قدس سره) نسبت به بعضى شاگردان خود در هنگام مباحث علمى خشمگين مى شدند; به طورى كه احساس مى شد آقا بسيار ناراحت شده اند. فرزند مرحوم ميرزا (قدس سره)مى گويد، به آقا گفتم: «آقا! بعضى از شاگردان شما ناراحت مى شوند، ظاهراً انتظارشان اين است كه شما كمى تحمل كنيد. در جمع هم خجالت مى كشند، اگر ممكن است كمى تحمل كنيد.» مرحوم ميرزا (قدس سره)فرمود: «فرزندم! من موظف هستم كه طلاب را در حد توان بسازم. اين برخورد من موجب مى شود كه به خود بيايند و آن نقص را سريع جبران و حل كنند. رضايت از من ملاك نيست، مسئله اين است كه طلبه بايد روشى را انتخاب كند كه در آينده مفيد واقع گردد. وقتى من حرف مى زنم، آنها مى دانند كه غرضى جز تفهيم مسئله ندارم. اگر هم ناراحت شوند، بعد متوجه مى شوند كه اين برخورد پدرانه بوده و از روى محبت، دلسوزى و احساس وظيفه است و آن طلبه اى كه ناراحت مى شود، يك روز براى من دعا خواهد كرد; زيرا به اين نتيجه خواهد رسيد كه من او را دوست داشتم كه اين گونه برخورد

كردم و با اين برخورد مى خواستم پيامى را به او برسانم كه همان توفيق در كارهايش است. در هر حال با لبخند و مجامله نمى توان طلبه اى مفيد و مؤثر ساخت. من با شدت و تندى مطلب را مى گويم وليكن ما وراى اين برخورد، سازندگى و پيشرفتى نهفته است كه بعداً آنها مرا دعا خواهند كرد.»

توكّل و اهتمام به درس

بمباران شهر و مرحوم ميرزا (قدس سره) در جلسه درس

درس اصول فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره) عصر يك ساعت قبل از غروب آفتاب برگزار مى شد و عده اى از فضلا در آن حاضر مى شدند. يك روز مرحوم ميرزا (قدس سره) در جلسه درس نشسته بودند، آژير خطر بمباران هوايى به صدا در آمد (زمان جنگ عراق عليه ايران). مرحوم ميرزا (قدس سره) با كمال خونسردى به درس ادامه دادند، ناگهان صداى مهيب انفجار به گوش رسيد; به طورى كه «حسينيه ارك» (محل درس) به لرزه درآمد. طبيعى است كه شاگردان به طرف درب خروجى حركت مى كنند تا بتوانند خطر احتمالى را از خود دفع كنند مشاهده شد كه ميرزا(قدس سره) بر روى منبر نشسته و گويا اتفاقى نيفتاده است. مرحوم ميرزا (قدس سره)مى فرمودند: «نترسيد، به خير گذشت.» فضلاى مرحوم ميرزا (قدس سره)همچنان بر روى كرسى درس نشسته و با كمال خونسردى تماشاگر بود و در حالى كه لبخند مليحى مى زد و در آن حالت مى خواستند به درس ادامه دهند.

شجاعت مرحوم ميرزا(قدس سره) منحصر به اين واقعه نبود حتى زمانى كه شهر قم مورد هجوم موشك ها قرار مى گرفت ايشان در شهر باقى مى ماندند و توكل عجيبى داشتند.

انتخاب استاد

درس فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى(قدس سره) پر بار بود

يكى از ويژگى هاى خاص فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره)پربارى درس ايشان بود. مرحوم ميرزا(قدس سره) فروع زيادى را در درس خود مطرح نموده و مسئله اى را كه مطرح مى كردند، از هر جهت مورد بررسى قرار مى دادند. مرحوم ميرزا(قدس سره) آن قدر پركار بود كه شخص، بعد از درس متوجه مى شد كه چه قدر مطالب محكم و جديدى به دست آورده و علت آن اين بود كه مرحوم ميرزا(قدس سره)علاوه بر احاطه بر كل مبانى، پركار نيز بودند. اگر در بين درس فقه ايشان، فرعى مورد نياز بود، آن را مطرح كرده و آن چنان مسئله را موشكافى مى كردند كه روشنى خاصى براى طلاب حاصل مى شد. درس مرحوم ميرزا(قدس سره)واقعاً مجتهد پرور بود و به قدرى مطالب منظم و پربار بودند كه طلاب بعد از اتمام درس افسوس مى خوردند كه چرا وقت تمام شد. خود مرحوم ميرزا(قدس سره)مى فرمودند: «مطالب زياد بود، اما وقت اجازه نداد!» درس مرحوم ميرزا(قدس سره) علاوه بر پربارى، سازنده هم بود، ذكر نكات اخلاقى در ميان درس، جلوه خاصى به درس ايشان داده بود. ايشان هر روايتى كه شمه اى از مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام) در آن بود را با گريه و اشك مطرح مى كردند. آن قدر فانى در اهل بيت(عليهم السلام)بود كه حتى رواياتى را كه مى خواست مورد استدلال

قرار دهد با بغض بيان مى كرد.

در بحث ميرزا(قدس سره) شخص مى توانست از هر علمى خوشه بچيند: اصول، فقه، كلام، رجال و اخلاق. خداوند اين توفيق را به آن عالم بزرگوار داد كه علاوه بر علم سرشار، طلابى را تربيت نمايد كه امروز افتخار حوزه مى باشند و استادى دروس عالى را به عهده دارند و همه اقرار دارند كه هرچه داريم از نفس گرم و همّت سرشار مرحوم ميرزا(قدس سره)داريم. حجت الاسلام والمسلمين شيخ محمد تقى شهيدى مى گويد: تا آن زمان كه به جلسات درس ميرزا(قدس سره) نرفته بوديم، گم بوديم و روش درس خواندن را به خوبى نمى دانستيم اما از زمانى كه در درس مرحوم ميرزا(قدس سره) شركت كرديم علاوه بر استفاده فراوان كه به واسطه تسلّط بالاى علمى مرحوم ميرزا(قدس سره) بر ما حاصل شد، ايشان به ما نشان داد كه چگونه در جهت كسب علم موفق شويم; مرحوم ميرزا(قدس سره) به گردن همه طلاب فاضل حوزه حق دارند و وجود ايشان نعمتى بود كه حوزه را متحول كرد.

توكّل

فرزندم نترس، قوى باش; خدا كمك مى كند

يكى از طلاب كويتى ]ايشان دوست نداشتند نامشان ذكر شود [مى گويد: گرفتارى تمام زندگى ام را فراگرفت و به واسطه اين مشكل، ترس عجيبى مرا در بر گرفته بود و از عاقبت كار مى ترسيدم; به حدّى مشكلات داشتم كه قابل تصور نبود. يك روز خدمت ميرزا(قدس سره) رسيدم و به ايشان گفتم: شما كه نايب امام زمان(عليه السلام) هستيد، براى من دعا كنيد. ايشان دست مبارك خويش را دور دست من حلقه كرد و كمى فشار داد و فرمود: «فرزندم نترس، به خدا توكل كن! با توكل تمام مشكلات حل مى شود. به ائمه(عليهم السلام) توسل كن و از آنها كمك بخواه.» اين طلبه مى گويد: بعد از كلمات مرحوم ميرزا(قدس سره)قوت قلب عجيبى مرا فرا گرفت و همان لحظه تمام ترس از وجودم زايل شد و الان كه حدود سيزده سال از آن واقعه مى گذرد، هنوز آن احساس آرامش در وجودم جارى است و به بركت دعاى ايشان قوت قلب عجيبى كسب كردم و تا امروز آن را احساس مى كنم. وقتى مرحوم ميرزا(قدس سره)دست مرا گرفت، احساس كردم نور خاصى بر جسمم وارد شد كه قابل فراموشى نيست و خداوند آن مرجع فاطمى، را كه درس ولا و محبت به اهل بيت(عليهم السلام)را به همه ياد داد، با محمد و آل محمد(صلى الله عليه وآله)محشور كند كه واقعاً فقدان ايشان مصيبتى است كه هيچ چيز نمى تواند آن را جبران كند.

بحّاث بودن طلبه

باحث بودن مرحوم ميرزا(قدس سره)

حجت الاسلام والمسلمين، آقاى شيخ غلامعلى سخندان مى گويد كه من بارها از آيت الله شيخ على كاتبى مرندى شنيده ام كه ايشان مى گفت: فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره)هيچ گاه در شوراى استفتاء مرحوم سيد خويى (قدس سره)كم نمى آورد و تمام مطالبى كه ايشان در شوراى استفتاء مطرح مى كرد، مورد قبول بود و بارها مشاهده شد كه در خصوص بعضى مسائل فقهى با سيد خويى (قدس سره)بحث مى كرد و در نهايت، مطلب خود را به كرسى مى نشاند. ايشان از زمان حضور در نجف اشرف از نظر فضل و علم معروف بود و در ميان طلبه هاى نجف شاخص گرديد. مرحوم ميرزا(قدس سره)از طلابى بود كه كارى به كسى نداشت و همواره به تحصيل علم و معارف آل محمد(صلى الله عليه وآله)مشغول بود و با جدّيت درس مى خواند. مرحوم سيد خويى (قدس سره) به ايشان علاقه خاصى داشت و سبب آن، جديت و تديّن، تواضع و حركت للّه مرحوم ميرزا(قدس سره) بود او جاى خاصى را در قلب مرحوم خويى (قدس سره) باز كرده بود.

تسلّط طلبه

   ميرزاى تبريزى(قدس سره) به روايات، مدارك فقهى و مبانى اصولى تسلط داشتند

حجت الاسلام والمسلمين سپهر مى گويد: فقيه مقدس، مرحوم ميرزاى تبريزى (قدس سره) در طول هفته به خصوص پنجشنبه ها و جمعه ها در دفتر خود مى نشستند و به سؤالات فضلاى محترم جوابگو بودند و پاسخى مى دادند كه بسيار عالى و علمى بود. عالى بودن پاسخ ها از اين جهت بود كه ايشان از حضور ذهن بسيار عالى و بالايى برخوردار بودند، به طورى كه روايات، مدارك فقهى و مبانى اصولى كاملاً در دستشان بود و در مورد هر مسئله اى حضور ذهن داشتند و شاگردان ايشان حضور ذهن را از ايشان ياد گرفتند و در طول مدتى كه در خدمت مرحوم ميرزا بوديم، واقعاً ايشان از مصداق كامل مرجعى يافتيم كه در سال هاى حضور خود در حوزه قم تحول عظيمى ايجاد كردند و طلاب از وجود ايشان بسيار بهره بردند و فضلاى خوبى را تربيت كردند و امروزه بركات زحمات ايشان در حوزه نمايان است و كمتر اتفاق مى افتاد كه به كتابى مراجعه داشته باشند; بلكه در همان شوراى استفتاء مدارك و مبانى را متذكر شده و پاسخگوى مسائل بودند و اين خود درس است بر فضلاء كه بايد آنگونه تحصيل كنند كه ذهن آنان تسلط بر مدارك فقهى و اصولى و روايات باشد.

يك طلبه بايد زحمت بكشد

پركارى مرحوم ميرزا(قدس سره)

يكى از خصوصيات فقيه مقدس، ميرزاى تبريزى (قدس سره)پركارى ايشان بود. ايشان علاوه بر آنكه در منزل خود دائماً مشغول مطالعه و نوشتن بودند، ]قبل از بيمارى[ صبح ها نيز بعد از درس فقه «مسجد اعظم» به دفتر تشريف مى آوردند و درس خاصى براى فضلا داشتند و بعد از آن شوراى استفتاء تشكيل مى شد و اين جلسه تا ظهر به طول مى انجاميد و عصر هم در «مسجد ارك» درس اصول برگزار مى شد و عمده كسانى كه در درس مرحوم ميرزا (قدس سره)حاضر مى شدند، افراد فاضل و مستعد حوزه بودند. و بعد از مرجعيت مرحوم ميرزا (قدس سره)، به علت كثرت مراجعات، درس دوم فقه ايشان تعطيل شد و در عوض، شوراى استفتاء وقت بيشترى گرفت و ايشان بعد از درس فقه مسجد اعظم، براى جواب سؤالات استفتاء در دفتر حاضر مى شدند. يكى از فعاليت هاى سنگين مرحوم ميرزا (قدس سره) همين جلسه استفتاء بود كه عده اى از فضلا ساعت ها با شوق و ذوق در كنار اين فقيه مقدس مى نشستند و ضمن استفاده از ايشان، به استفتائات جواب مى دادند. جلسه ايشان به قدرى پر محتوا بود كه هيچ گاه افرادِ حاضر احساس خستگى نمى كردند و به بركت همين جهد مرحوم ميرزا(قدس سره)، بزرگ ترين موسوعه استفتائى از آن ايشان است. ايشان بعد

از شوراى استفتاء، جهت اداى فريضه نماز و استراحت از دفتر خارج مى شدند و بقيه وقت خود را به مطالعه و نوشتن مى گذراندند و بارها مى فرمودند: «من مثل يك طلبه جوان كار مى كنم و هيچ گاه تعطيلى را احساس نكرده ام» و هدفشان تربيت طلاب فاضل و لايق بود كه به لطف خدا موفق شدند. ايشان تا آخرين لحظات بيمارى، حتى سه روز قبل از منتقل شدن به بيمارستان، در شوراى استفتاء حاضر شدند و با كمال علاقه و اشتياق ضمن پاسخگويى به سؤالات مردم، براى رد شبهات، زمان خاصى را اختصاص دادند و به مسائل عقايدى اهميت خاصى مى دادند. تمام كسانى كه با مرحوم ميرزا (قدس سره)ارتباط داشتند، مى گويند: «هيچ گاه مرحوم ميرزا (قدس سره) را در حال استراحت نديديم. همه وقتشان يا به نوشتن سپرى مى شد، يا درس و يا استفتاء». ايشان بسيار تلاش مى كردند كه به هدف خود، كه همان باقى گذاشتن اثرى از خود و تربيت طلاب فاضل بود، دست يابند كه در نهايت با تربيت صدها شاگرد فاضل كه امروز سكان دار حوزه هستند و نگارش ده ها اثر پرارزش در علوم مختلف از جمله: اصول، فقه، عقايد و رجال، از خود يادگارهاى با ارزشى بر جاى گذاشتند كه امروزه منبع مراجعه فضلاى محترم حوزه علميه مى باشد.

به حول و قوّه الهى مى خواهم تحصيل خود را در حوزه شروع كنم، چه كتبى را جهت تحصيل پيشنهاد مى فرماييد؟

فرزند عزيزم! ضمن آرزوى موفقيت براى شما در درس خواندن، دروس سنتى حوزه را بخوانيد و از زمزمه اى كه گاهى در حوزه در مورد تغيير كتب شنيده مى شود دورى كنيد. علماى بزرگ با خواندن همين كتب سنتى حوزه به درجات عالى علمى رسيدند و كتب دروس سنتى حوزه معروف مى باشد. شما به حول و قوه الهى ابتدا از كتاب «جامع المقدمات» شروع كنيد، كه خود داراى بخش ها و كتاب هاى مختلفى است كه با دقت كامل آنها را نزد استاد مجرب و متديّن بخوانيد و در كنار آن از تهذيب نفس غافل نباشيد. كار شما فعلاً بايد علاوه بر تهذيب نفس با جدّيت درس خواندن باشد و براى انتخاب كتب، با اساتيد معروف سنتى حوزه مشورت كنيد و اگر مى خواهيد به كسى تبديل شويد كه در آينده به دين خدمت نمايد فعلاً به درس خود اهميت دهيد و اول بُنيه علمى خود را تقويت كنيد و از تهذيب نفس غافل نشويد كه درس بدون تقوا ثمره اى ندارد. دوست خوب و متدين و استاد مجرب، باتقوا و فاضل را انتخاب كنيد. موفق باشيد

مى خواهم طلبه شوم نصيحت بفرماييد در چه سنى درس طلبگى را شروع نمايم؟

براى طلبه شدن مقدماتى نياز است كه بايد ابتدا آن را به دست آوريد. ابتدا بايد فقط براى رضاى خدا طلبه شويد و فكر ديگرى در ذهن نداشته باشيد. در امر درس خواندن به خدا پناه ببريد تا نتيجه خوبى بگيريد و ابتدا چند سالى از دبيرستان را بخوانيد تا با معلومات كافى وارد حوزه شويد. تهذيب نفس، درس خواندن براى خدا و جدّيت در تحصيل معنوياتى هستند كه قبل از شروع درس بايد آنها را به مرور زمان عملى كنيد و اگر در جوانى حركت جدّى داشته باشيد ان شاء الله موفق خواهيد شد. قدر جوانى را بدانيد و با توكل به خدا درس را شروع كنيد و در درس خواندن عجله نكنيد و با اساتيدى كه از نظر تقوا و درس معروف هستند مشورت كنيد. اگر شما براى خدا و خدمت به دين و با جدّيت درس را شروع كرديد كم كم نورانيتى احساس خواهيد كرد كه خود آن، شما را به موفقيت خواهد رساند. اگر طلبه جوان براى خدا و بدون انتظار از كسى; بلكه فقط براى خدمت به دين طلبگى را شروع كرد، كم كم لذتى را در درس خواندن احساس خواهد نمود كه خود سبب خواهد شد ضمن جديت در درس، فرد مفيدى باشد. در همه مراحل تقواى الهى نبايد فراموش شود كه آن نقش اساسى را دارد.

صفات يك طلبه

صفات يك طلبه خوب چيست، نصيحت فرماييد؟

دوران جوانى يك طلبه نقش اساسى در آينده او دارد اگر طلبه خود را در آن دوران ساخت و از وقت خود به بهترين وجه استفاده نمود، آينده درخشانى خواهد داشت. خوب درس خواندن، كسب معنويت، تقرب به خدا و تهذيب نفس مراحى است كه اگر طلبه جوان در همان ابتداى طلبگى در كنار درس خواندن به آن اهميت دهد، موفقيت او حتمى است. براى خدا درس بخواند و امور را به پروردگار واگذار نمايد، ان شاء اللّه نورانيتى كسب خواهد كرد كه سعادت دنيا و آخرت را به دنبال خواهد داشت.

فرصت را مغتنم شماريد كه جوانى زود گذر است، موفق باشيد.

طلبه جوانى هستم من را نصيحتى بفرماييد؟

بسمه تعالى; در تحصيل علوم دينيه كوشا باشيد، انسان بدون زحمت و مشقّت به جايى نمى رسد. در امور خود رضاى خدا را در نظر بگيريد و تابع هواى نفس نباشيد.

طلبه اگر بخواهد مورد عنايت پروردگار قرار گيرد بايد روشى متفاوت از ساير مردم داشته باشد و در حركات خود دقت كافى مبذول دارد. اگر طلبه اشتباه كند به اسم دين تمام مى شود بنابراين بايد دقت كرد تا اشتباهى رخ ندهد كه قلب امام زمان(عليه السلام) به درد آيد. در كارها رضايت اهل بيت(عليهم السلام) را مد نظر داشته باشد و طورى حركت كند كه قلب امام زمان(عليه السلام) را شاد كند. طلبه ضمن عمل به مسائل شرعى و رعايت تقواى الهى بايد در ابتداى امر به درس خواندن اهميت دهد تا بتواند در جامعه فردى مفيد واقع شود و از تقواى الهى و تهذيب نفس غافل نباشيد وفقكم الله لمرضاته.

حسن خلق با والدين

مى خواهم طلبه شوم وليكن پدرم با طلبه شدنم موافق نيست، چه نصيحتى مى كنيد؟

فرزندم! متأسفانه بعضى از جوانان متدين و مخلص با اين مشكل مواجه مى شوند وليكن شما با اخلاق، كردار و رفتار خود مى توانيد كارى كنيد كه والدين در خصوص طلبه شدن شما رضايت دهند; اولين مرحله جهت كسب رضايت آنها، صبر و تحمل شما است. من هم وقتى طلبه شدم اين مشكل را داشتم اما بعداً والدينم از طلبه شدن من بسيار خوشحال بودند.

در هر حال اگر واقعاً مى بينيد كه استعداد كافى داريد و در آينده ان شاء الله شخص مفيدى خواهيد بود، درس را شروع كنيد و با والدين خود طورى برخورد كنيد كه خداى ناكرده حس نكنند به آنان بى اعتنا هستيد، ان شاءالله در نهايت حسن برخورد شما، رضايت خواهند داد، با تواضع و فروتنى به خدا توكل كنيد و به اهل بيت (عليهم السلام)توسل جوييد، از آنان بخواهيد كه خداوند عنايت نمايد تا دل والدينتان نسبت به شما راضى شود، ان شاء الله تعالى.

طلبه اى هستم كه همواره دوست داشته ام سرباز مخلص امام زمان(عليه السلام) باشم نصيحتى بفرماييد؟

بسمه تعالى; به تكاليف الهى توجه داشته و بسيار به ياد قيامت و روز حساب باشيد! سعى كنيد كارى كنيد كه امام زمان(عليه السلام) از شما راضى باشد. اگر با جديت درس بخوانيد و تكاليف الهى را همراه با تهذيب نفس مد نظر بگيريد ان شاء الله قلب امام زمان(عليه السلام) را شاد خواهيد كرد. و در راه تحصيل با توكل به خداوند متعال و توسل به ائمه اطهار(عليهم السلام)بكوشيد تا خوب درس بخوانيد و در تحصيل عجله نكنيد، تا كتابى را تمام نكرده و نفهميده ايد كتاب ديگرى را شروع نكنيد. سعى كنيد بعد از تمام كردن يك كتاب، آن را درس دهيد. در استفاده از جوانى و سرمايه عمر، كمال مراقبت را بنماييد كه جوانى زودگذر است و فرصت ها به سرعت از دست مى روند; فرصت را مغتنم بشماريد و توفيق را از خداوند متعال بخواهيد و از دوستى با اشخاصى كه عمر را تباه مى كنند بپرهيزيد; از شب نشينى و گذراندن بى نتيجه وقت بپرهيزيد و سعى كنيد با افراد متدين، مؤمن و درس خوان نشست و برخاست داشته باشيد. سرمايه جوانى را مغتنم شمرده و اين نعمت الهى را ارزان از دست ندهيد، والله الموفق.

طلبه اى هستم كه در حال خواندن مقدمات ميباشم، اين بنده حقير را نصيحتى بفرماييد؟

بسمه تعالى; جوانى و اوقات گرانبهاى آن را مغتنم بشماريد. در تحصيل، ضمن تلاش براى كسب كمالات اخلاقى، در كسب علم نيز جدّيت داشته باشيد. به دنبال استادى برويد كه از نظر علمى و اخلاقى شاخص باشد تا هم از علم او استفاده كنيد و هم در عمل از او درس بگيريد. از حضور در مجالسى كه خدا را از ياد انسان مى برد اجتناب كنيد قصدتان در تحصيلات اين باشد كه در آينده به دين و مذهب خدمت كنيد. توجه داشته باشيد كه شيطان در هر لحظه در كمين است و با وسوسه هاى گوناگون سعى مى كند كه شما را از جاده صواب منحرف سازد. در كنار درس، تقواى الهى را مد نظر بگيريد و با توسل به اهل بيت(عليهم السلام) ضمن دور كردن شيطان، قلب امام زمان(عليه السلام)را شاد نماييد. ان شاء الله تعالى.

تا چه اندازه شوخى كنم; زيرا در مدرسه بعضى از دوستان اصلاً شوخى نمى كنند و نمى خندند و بعضى دائماً در حال خنده و مزاح هستند، من تكليف خود را نمى دانم؟

فرزندم! شوخى و خنده، حكم نمك در غذا را دارد، انسان بايد از شوخى و خنده زياد بپرهيزد، به خصوص طلبه جوان كه دوران سازندگى خود را مى گذراند و خداى ناكرده شوخى و خنده زياد موجب دلمردگى مى شود و اگر خداى ناكرده اين اتفاق بيفتد خارج شدن از آن حالت بسيار سخت است. هر كارى مى كنيد معقول باشد تا نگويند اين چه طلبه اى است كه وقت خود را صرف مزاح و شوخى مى كند و براى چه اين فرد، طلبه شده و خنده زياد شخصيت شما را نزد متدينين كمرنگ مى كند. با دوستان متدين و مؤمن خود مى توانيد جملات معقول و موزون رد و بدل كنيد اما بايد مواظب باشيد كه دروغ، تهمت، بهتان، افترا و ايذاء كسى در آن نباشد; در سخن گفتن و شوخى معقول تمام جوانب شرعى و اخلاقى را در نظر بگيريد. فرزندم! وظيفه فعلى شما درس خواندن و توكل به ايزد منان است، كارى كنيد كه رضايت امام زمان(عليه السلام) در آن باشد. شكل ظاهرى و حركت شما نيز به گونه اى باشد كه اگر كسى شما را ديد از خُلق و التزام شما لذت ببرد و مصداق كونوا لنا زيناً باشيد، خداوند به شما توفيق بدهد.

با توجه به اينكه طلبه جوانى هستم چگونه به موفقيت نائل شوم؟

بسمه تعالى; طالب علمى كه داراى استعداد مناسب باشد با رعايت تقوا، داشتن استاد خوب، تحمل زحمت و پرهيز از تضييع اوقات ان شاء الله به موفقيت نائل مى گردد. اگر طلبه از ابتداى امر با جديت درس بخواند، تقوا را در كنار درس مراعات كند و در كارها رضاى خدا و اهل بيت(عليهم السلام) را در نظر داشته باشد كم كم خود نورانيتى حس خواهد كرد كه او را در جهت آينده موفق سوق مى دهد. شما سعى كنيد تمام وقت خود را فعلاً صرف درس خواندن، مراعات تقواى الهى و انجام تكاليف شرعى بنماييد تا ان شاء الله در آينده فرد مفيدى واقع شويد.

جوانى هستم كه جهت انتخاب رشته تحصيل مردد شده ام بفرماييد چه كنم، درس طلبگى را شروع نمايم يا به دانشگاه بروم؟

بسمه تعالى; چنانچه از خود اطمينان داريد كه مى توانيد بر مشكلات غالب شده و در آينده فرد مفيدى خواهيد شد به طورى كه نياز حوزه يا مسلمين را برطرف كنيد در اين صورت به حوزه آمدن بهتر است والاّ رشته مورد نياز مسلمين را در دانشگاه انتخاب كرده و از آن طريق وظيفه خود را انجام دهيد.

با توجه به اينكه اينجانب در سن هفده سالگى ميباشم نمى دانم كه به حوزه بيايم يا به دانشگاه بروم، لطفاً بنده را راهنمايى بفرماييد؟

بسمه تعالى; لازم است عده اى از افراد با استعدادى كه اطمينان دارند اگر زحمت بكشند مى توانند به مقامات عالى علمى نائل شده و منشأ خدمات دينى گردند، به حوزه هاى علميه بيايند و با معارف دينى و احكام شرعيه آشنا شوند تا بتوانند خدمات دينى اى كه جامعه مؤمنين به آن احتياج دارند را انجام دهند، البته اجر اخروى اينها با كسانى كه به ساير علوم اشتغال دارند قابل قياس نيست، گرچه اشتغال به علوم ديگرى كه جامعه به آن احتياج دارد هم لازم است و اگر به قصد قربت، آن علوم را تعلم كنند مستحق ثواب و اجر خواهند بود، ان شاء الله تعالى، والله الموفق.

طلبه اى هستم كه با مشكلاتى مواجه شده ام به طورى كه ادامه زندگى برايم حرجى شده، مى توانم ترك تحصيل كنم؟

بسمه تعالى; درس طلبگى بدون زحمت و تحمل مشكلات ممكن نيست و كم اتفاق مى افتد كه يك طلبه بدون فشار زندگى باشد; البته عده اى هستند كه با داشتن پدر متمكّن يا منابع معيشتى، زندگى خوبى دارند وليكن آنچه ما ديديم اكثراً همراه با مشكل بوده است. تحمل بعضى از فشارهاى زندگى سخت مى باشد. چنانچه تحصيل با چنين وضعيتى براى شما حرجى است و احساس مى كنيد واقعاً نمى توانيد، مى توانيد ترك تحصيل كنيد. در هر حال آخوندى، خالى از زحمت نمى شود اگر بتوانيد تحمل كنيد خداوند عنايت خواهد كرد واين چنين نيست كه تا آخر با اين گرفتارى ها و مشكلات مواجه باشيد «ومن يتق الله يجعل له مخرجاً ويرزقه من حيث لا يحتسب» اگر مشكلات را تحمل كنيد و براى خدا تحمل كنيد ان شاء الله فرجى خواهد شد و به اميد خدا به اجر و مقامات اخروى نايل خواهيد شد.

طلبه اى هستم كه همواره از اينجانب در خصوص عزادارى سؤال مى شود نصيحت بفرماييد عزادارى بايد چگونه باشد؟

بسمه تعالى; در عزادارى، از اعمالى كه عنوان حرامى بر آن منطبق مى شود بايد پرهيز كرد و ذكر فضائل اهل بيت(عليهم السلام) و عزادارى را به صورت دسته هاى سينه زنى و مراسم رايج كه سال هاست با حضور بزرگان انجام گرفته، انجام دهيد. بدانيد كه اين مراسم ها، مذهب بر حق تشيع را زنده نگاه داشته است و شما در حزن اهل بيت(عليهم السلام)محزون شويد و عزادارى كنيد و كارى نداشته باشيد كه بعضى مخالفين چه مى گويند. با عزادارى، مظلوميت اهل بيت(عليهم السلام)را زنده نگاه داريد و با تمام وجود از مظلوميت آنها دفاع نماييد و از كلمات بزرگانى كه به واسطه آنان شعائر تقويت شده و همواره مدافع آن بوده اند الگو بگيريد و با شركت در مجالس و دسته هاى عزادارى به وظيفه خود عمل كنيد كه فرداى قيامت اجر و ثواب نصيب شما خواهد شد.

يك طلبه در عزادارى چگونه بايد عمل كند؟

عزادارى، طلبه و غير طلبه ندارد; همه موظف اند كه شعائر الهى را به هر نحو ممكن حفظ كنند، البته هركس نسبت به توانايى خود. شركت در عزادارى اولين مرحله حفظ شعائر الهى است و همه بايد سعى كنند كه ايام سوگوارى با شكوه تمام برگزار شود. حضور طلاب در جلسات وعظ و خطابه و در جمع مؤمنين بايد ملموس باشد و آنها بايد در دسته جات سينه زنى، زنجير زنى و مراسم مختلف كه تقويت شعائر را به دنبال دارد، شركت كنند. در مجلس روضه اشك بريزند و حالت حزن به خود بگيرند. يادآورى و زنده نگاه داشتن ظلم هايى كه بر اهل بيت(عليهم السلام)گذشت ضامن بقاى تشيع است و هرچه در توان داريد از اين شعيره دفاع كنيد كه سعادت اخروى را كسب خواهيد كرد.

با توجه به اينكه اينجانب طلبه هستم در مناظره هاى علمى چگونه بايد باشم؟

بسمه تعالى; توصيه اينجانب به شما اين است كه ابتدا به درس اهميت داده و از نظر علمى و اخلاقى خود را پرورش دهيد و در مجادلات علمى سعى شود از جاده انصاف و اعتدال خارج نشويد و هميشه و همه جا استدلال و منطق را پايه مباحثات و گفت و شنودهاى خويش قرار دهيد ان شاء الله كه موفق باشيد. همت كنيد تا از بروز اعمالى كه موجب تفرقه و اختلاف بين مسلمانان مى شود جلوگيرى كنيد و از طرف ديگر از مسلّمات مذهب تشيع دفاع كنيد و در مقابل آنها كوتاه نياييد كه مسئوليد، موفق باشيد.

طلبه در كنار كتب درسى خود چه كتبى را مطالعه نمايد؟

فرزندم! اصل بر آن باشد كه به كتب سنتى حوزه اهميت دهيد و آنها را خوب بخوانيد و بفهميد و بعد خودتان درس دهيد. در مرحله بعد كتبى را مطالعه كنيد كه با درستان ارتباط داشته باشد; زيرا فعلاً وظيفه شما فقط درس خواندن است و از تهذيب نفس همراه درس خواندن غافل نباشيد. در كنار تحصيل تلاش كنيد كه بعضى از كتب اخلاقى و سيره اهل بيت(عليهم السلام) به خصوص اخلاقيات اهل بيت(عليهم السلام) را مطالعه كنيد تا با اخلاق حسنه و نيكو بتوانيد علاوه بر تأثير گذارى در جامعه، خود هم از منابع فيض بهره مند گرديد. در وقت فراغت مطالعه كتبى كه در شما اثر مثبت داشته باشد مانعى ندارد اما از خواندن كتبى كه عمر ضايع كردن است بپرهيزيد كه عاقبت خوبى ندارد. من مشاهده مى كنم كه بعضى از كتب غير مرتبط به حوزه مانند كتب شريعتى را در بين طلاب ترويج مى كنند كه اين جايز نيست و داخل كردن افكار چنين افرادى به حوزه خيانت به آن است، مگر آنكه بخواهيد مطالعه كنيد تا آنها را رد نماييد. در جهت انتخاب كتب و مطالعه آنها با اساتيد متديّن، مجرب و فاضل مشورت كنيد.

اينجانب طلبه جوانى هستم و به خواندن فلسفه علاقه دارم وليكن خوف انحراف دارم بفرماييد چه مطالبى از فلسفه را بخوانم؟

بسمه تعالى; مباحثى از فلسفه كه با عقايد دينى مساسى ندارد مانعى ندارد و آن مسائل فلسفى كه با عقايد دينى مساسى دارد و متعلم در آن موارد مى تواند عقايد دينى خود را حفظ كند و به شك و ترديد نمى افتد ولو به واسطه بيان معلم، آن نيز مانعى ندارد و اما موارد ديگر كه ممكن است انسان را از جاده صواب خارج كند و شبهاتى ايجاد نمايد كه از عهده آنها بر نيايد را بايد ترك كند.

طلبه جوان و سياست

من يك طلبه مبتدى هستم، تا چه حد در سياست داخل شوم؟

وظيفه شما فعلاً درس خواندن و تلاش در جهت كسب دانش است و غير از درس و تهذيب نفس نبايد عمل ديگرى را دنبال كنيد. اگر مى خواهيد در آينده موفق باشيد ابتدا بايد از نظر علمى پيشرفت كنيد و كسب كمال نماييد; زيرا بدون علم، داخل شدن در هر كارى پشيمانى دارد. در كارى كه هنوز عاقبت آن را نمى دانيد داخل نشويد بايد با آگاهى و توجه كامل در هر كارى وارد شويد تا بعداً پشيمان نگرديد، اگر با آگاهى كامل و معرفت كافى داخل كارى شديد ان شاء الله مأجور خواهيد بود. در هر كارى فراموش نكنيد كه فرداى قيامت بايد جوابگو باشيد و اگر مى خواهيد پشيمان نشويد ابتدا خوب درس بخوانيد و در جهت كسب دانش تلاش كنيد و خود را به مرتبه علمى مقبولى برسانيد، آن گاه جامعه ضمن استفاده از شما خدمتتان مؤثر خواهد بود و ان شاء الله مأجور خواهيد بود.

با توجه به اينكه اينجانب طلبه ميباشم چگونه بينش سياسى به دست آورم؟

بسمه تعالى; بينش سياسى را مى توان به وسيله تحصيل و تجربه به دست آورد، البته بايد آن را نزد اهل خبره كه متدين هستند كسب نمود تا مبادا دين را قربانى سياست بنمايد، والله الهادى الى سواء السبيل.

هدف شما خدمت به دين باشد

من ابتدا طلبه بودم و سپس طلبگى را رها كردم و الان روزهايم به تفكير مى گذرد و مى گويم نكند مورد غضب خدا واقع شوم; زيرا طلبگى را رها كرده و به تجارت مشغولم. از نظر تجارى در موقعيتى بسيار عالى هستم نصيحتى بفرماييد و مرا از اين خود خورى نجات دهيد!؟

فرزند عزيزم! شما چه طلبه باشيد و چه تاجر متديّن، مى توانيد به دين خدمت كنيد، حالا كه توفيق تجارت پيدا كرديد، تقواى الهى را پيشه كار خود قرار دهيد و با اموال خود حوزه هاى علميه و آنچه تحت عنوان شعائر معروف است را پشتيبانى نماييد و از اموال خود در راه تقويت دين انفاق كنيد كه ذخيره آخرت است. شما مى توانيد گام هاى بزرگى در جهت تقويت دين برداريد به خصوص با توجه به اينكه طلبه بوديد، احتياج و درد دين را خوب مى فهميد، تلاش در راه تقويت مذهب و دين، ضامن آخرت شماست; به واسطه مالى كه انفاق مى كنيد بعضى از امور دين انجام مى گيرد و اين خود ذخيره الهى خوبى است. خداوند به شما توفيق دهد كه بتوانيد هرچه بيشتر به امور دينى كمك كنيد، برايتان دعا مى كنم.

تشرف به محضر امام زمان

چه كنم كه آقا و مولايم امام زمان (عليه السلام) را در خواب ببينم و به محضرشان شرفياب شوم؟

عزيزم! اين توفيق نصيب هر كسى نمى شود و اين امر براى بعضى از علماى بزرگ دين محقق شده و مى شود كه زعامت مردم به دست آنها است و نمونه هاى آن در حالات بزرگان دين منقول است، بقيه ادعاها، به خصوص مواردى كه امروزه در جامعه مطرح مى شود، تماماً ادعاى باطل است. شما به جاى تشرف خدمت امام(عليه السلام)سعى كنيد رضايت آن وجود نازنين را از خود كسب كنيد كه رضاى او رضاى خداست. با عمل به تكاليف شرعى، دورى از گناه و انجام عمل صالح قلب امام زمان (عليه السلام)را شاد نماييد. در راه خدا گام برداريد و آنچه از دستتان براى تقويت تشيع بر مى آيد دريغ نكنيد و همواره مواظب رفتار و كردار خود باشيد. براى موفقيت شما دعا مى كنم.

نصيحتى به بانوان طلبه

ما جمعى از بانوان حوزه هاى علميه مى باشيم كه به حمد الله براى جذب بانوان متدين و مؤمن در جهت خدمت به دين حنيف اسلام و مذهب تشيع تلاش مى نماييم، راهنمايى شما مى تواند در هر چه بهتر خدمت كرد ما را كمك نمايد!

بانوان محترم! شما بايد در مرحله اول با حجاب، متانت و وقار خود براى ساير بانوان الگو باشيد، به طورى كه با عمل به تكاليف شرعى بر سايرين تأثير بگذاريد. حالا كه توفيق يافتيد در حوزه مشغول به تحصيل شويد، در مرحله اول عمل دقيق به تكاليف شرعى و همراه با تهذيب نفس را سرمشق خود قرار دهيد، و خداى ناكرده طورى عمل نشود كه تكاليف و وظيفه زن، كه در چهار چوب شرع معين شده ناديده گرفته شود. در جهت تربيت فرزندان خود تلاش كنيد و آنان را افراد مفيدى براى جامعه بار آوريد كه مأجور هستيد. خوب درس بخوانيد و سيره اهل بيت(عليهم السلام)را فرا بگيريد تا به بانوان ديگر منتقل كنيد و دين را در اين جهت يارى نماييد و خدا را به اين نعمتى كه نصيب شما كرده شاكر باشيد. توفيق همه شما را از خداوند متعال خواهانم و اميد دارم كه بتوانيد با عمل و رفتار خود در جهت سازندگى مجتمع بانوان گام برداريد و درس خواندن نبايد شما را از وظيفه مهم خانه دارى و تربيت فرزندان باز نگاه دارد، خداوند شما را توفيق دهد.